تبليغاتX
حکمت

حکمت

وبلاگ خبرنگاران خبرگزاری قرآنی ایران(ایکنا) در شعبه آذربایجان غربی

پیامبر سفیر رستگاری

بعثت

بعثت، به معناي برانگيخته شدن براي انجام کاري است و مبعث، روزي است که پيامبر (ص) از سوي خداوند متعال به رسالت مبعوث گرديد. در قرآن کريم واژه بعثت با صيغه ‏هاي مختلف به کار رفته و در مجموع به دو قسمت تقسيم مي ‏شود: قسمت اوّل درباره بعثت پيامبران است، مانند آن جا که مي‏ فرمايد: «به تحقيق در هر امتي رسولي را برانگيختم». قسمت ديگر درباره دوران پس از مرگ و زنده شدن مردگان مي ‏باشد، همانند آن‏ جا که مي ‏فرمايد: «آنان که کافر شدند، پنداشتند هرگز برانگيخته نمي ‏شوند. بگو آري سوگند به پروردگارم که البته برانگيخته خواهيد شد. سپس خبر داده مي‏ شويد بر آن ‏چه عمل کرده‏ايد و آن بر خداوند آسان است». نيز از زبان حضرت عيسي(ع) نقل مي‏ کند که مي ‏فرمايد: «سلام بر من هنگامي که ولادت يافتم و آن ‏گاه که بميرم و در آن زمان که زنده شوم».

قلمرو بعثت

قرآن کريم در آيات مختلف، جهاني بودن رسالت پيامبر اسلام(ص) را مطرح نموده است. از آن شمار در سوره اعراف و سبأ آمده است: «بگو اي مردم من فرستاده خداوند به سوي همه شما هستم» و نيز«و ما تو را جز براي همه مردم نفرستاديم». قرآن کريم هم‏ چنين در سوره جمعه مي ‏فرمايد: «او مبعوث به گروه ديگري از مؤمنان نيز هست که هنوز ملحق به اين ‏ها نشده‏اند»؛ يعني اقوام ديگري نيز که بعد از پيامبر و ياران وفادارش پا به عرصه وجود مي ‏گذارند و از سرچشمه زلال قرآن و سنت رسول خدا(ص) سيراب مي ‏گردند، در قلمرو بعثت پيامبر(ص) قرار دارند. در همين رابطه، نقل شده هنگامي که پيامبر خدا(ص) اين آيه را تلاوت مي ‏فرمود، سؤال شد: اين‏ ها چه کساني هستند؟ ايشان هم دست خود را بر شانه سلمان گذاشت و فرمود: «اگر ايمان در ثرّيا(ستاره دور دست) باشد، مرداني از اين گروه(ايرانيان) بر آن دست مي ‏يابند».

دشمنان و نسبت‏ هاي ناروا به پيامبر(ص)

هنگامي که پيامبر گرامي اسلام(ص) به دعوت آشکار پرداخت، انواع فشارها به ايشان وارد شد و دشمنان اسلام، در صدد مقابله با پيامبر و مسلمانان برآمدند. يکي از راه‏ هايي که دشمنانِ پيامبر براي کم اثر کردن دعوت آن حضرت و تضعيف روحيه ايشان انتخاب کرد، مسأله استهزا و مسخره کردن بود؛ زيرا آن ‏ها فکر مي ‏کردند که با سُخريه و استهزا، کار پيامبر(ص) و مسلمانان يک سره مي ‏شود، امّا وقتي فهميدند استهزا اثر نکرد و اسلام هم ‏چنان به رشد سريع و تکامل خود ادامه مي ‏دهد، انديشيدند که مي ‏توانند پيامبر(ص) را با برچسب ‏هايي هم‏ چون ساحر و شاعر و کسي که مطالب خود را از اين و آن، يا از افسانه‏ هاي پيشينيان گرفته، از ميدان بيرون کند. توطئه‏اي که نقش البته نقش بر آب شد و نه تنها مسلمانان را از مسير حق بازنداشت، که عزم آنان را در پيمودن راه حق و سعادت، راسخ ‏تر ساخت.

بعثت و تحول بزرگ در اعراب

 عصر جاهليت، عصري بود که مردم به کلي از فرهنگ و اخلاق انساني دور بودند و خشن ‏ترين زندگي را داشتند و با دست خود، دختران معصومشان را با کمال سنگدلي و بي‏ رحمي زنده به گور مي‏کردند. جنگ ‏هاي قومي و قبيله‏اي فراوان جريان داشت و از انسانيت و کرامت انساني خبري نبود. در اين زمان، خداوند حجت و ولي خود را برانگيخت تا مردم را از گمراهي ‏ها، کژي ‏ها و جهالت‏ ها برهاند و به سوي حق، راستي، درستي، امانت‏ داري، صله رحم، اخلاق پسنديده، فرهنگ مترقي و پيشرفته و خلق و خوي انساني و الاهي رهنمون گرداند. به راستي که رسول مکّرم اسلام (ص) در مدتي کوتاه، آن ‏چنان تحول و انقلابي ايجاد کرد که زندگي اعراب جاهلي را از پرتگاه سقوط اخلاقي و نابودي، به قله کمال و سعادت هدايت نمود.

سنت ‏هاي حسنه عيد مبعث

مبعث، يکي از اعياد بزرگ امت اسلامي است. در اين روز مبارک، شايسته است مسلمانان به پاکيزگي و نظافت بپردازند؛ چرا که علي(ع) فرمود: «غسل کردن در روزهاي عيد، هم سبب پاکيزگي و نظافت کساني است که براي درخواست حاجت به درگاه خداوند روي مي ‏آورند، و هم پيروي از سنت پيامبر اسلام است». پوشيدن لباس تميز و مناسب، صلوات فرستادن و روزه گرفتن، از ديگر سنت ‏هاي سفارش شده در اين عيد بزرگ به شمار مي‏ آيد. امام صادق(ع) درباره روزه‏داري در روز عيد مبعث فرمود: «کسي که در روز بيست و هفتم ماه رجب روزه بگيرد، خداوند ثواب هفتاد سال روزه را به او خواهد داد».

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 12:58  توسط قربانی  | 

«فاطمه در نگاه ائمه (ع)»

قال رسول الله « صلی الله عليه و آله وسلم » :

﴿ فَاطِمَةُ بَضعَةٌ مِنِّی فَمَنْ آذَاهَا فَقَدْ آذَانِی ﴾

فاطمه پاره تن من است، پس هرکس او را آزار دهد مرا آزار داده است .

توضيح و بيان حديث

حضرت زهرا « سلام الله عليها » دختر پيامبر اکرم و همسر امير المؤمنين « عليهما السلام » می باشد.

او کسی است که خداوند متعال سوره کوثر را در شأن او نازل نموده و کسی است که عالم هستی به خاطر او آفريده شده است(1). او به تعبير امام باقر « عليه السلام » کسي است که خداوند متعال عالم هستی را به نور او روشن نموده است .

در اين حديث شريف پيامبر اکرم می فرمايد اذيت و آزار دخترم فاطمه اذيت و آزار من است و طبق آيه شريفه اذيت وآزار پيامبر بهتان و گناهي آشکار است(2). و نيز اذيت وآزار دهنده پيامبر موجب لعن و نفرين خداوند متعال و مستحق عذابی دردناک است(3).

طبق گواهی تاريخ شکی نيست که حضرت زهرا سلام الله عليها توسط غاصبين خلافت مورد اذيت و آزار قرار گرفتند و هر کس تحت هر شرايط وبه هر گونه اسباب اذيت و آزار حضرتش را فراهم نموده است بدون شک پيامبر خدا را اذيت کرده و هر کس پيامبر خدا را اذيت کرده خدارا اذيت کرده است وهرکس خدا را اذيت کند در دنيا و آخرت مورد لعن واقع می گردد.

1- حديث شريف کساء                2- احزاب 58                     3- احزاب 57

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 12:1  توسط قربانی  | 

فضیلت تسبیحات حضرت زهرا(س)

تاريخچه تسبيحات حضرت زهرا(س)

در موضوع تسبيح حضرت زهرا(س) روايات مختلفي نقل شده است كه در مجموع مي توان اين گزينه را اختيار کرد كه حضرت زهرا(س) به حضور پدر بزرگوارش شرفياب شد و از فشار زندگي و سختي كار تقاضاي كنيز كرد رسول خدا(ص) فرمود: دخترم آيا مي خواهي بهتر از كنيز به شما بدهم؟

به روايت علي(ع) فاطمه(س) عرض كرد آري يا رسول الله(ص) بهتر از كنيز را محبت فرماييد. پيغمبر(ص) فرمود: در هر روز 33 مرتبه بگو «سبحان الله»، و 33 مرتبه بگو «الحمدلله»، و 34 مرتبه بگو «الله اكبر» كه اين صد تسبيح و صد ذكر در زبان است لكن موجب هزار پاداش در ترازوي اعمال انسان است. (بيت الاحزان، ص 63)، اي فاطمه اگر اين ذكرها را در بامداد هر روز بگويي خداوند امور و مقاصد دنيا و آخرت تو را كفايت مي كند.

فضيلت و ثواب تسبيحات حضرت زهرا(س)

به روايت مرحوم محدث قمي در اين زمينه روايات متعددي وجود دارد كه به اهم آنها در اينجا اشاره مي كنيم. امام باقر(ع) مي فرمايد: كه پيامبر اعظم(ص) فرمود: بعد از هر نماز واجب بهتر از تسبيح حضرت زهرا(س) چيزي را سراغ ندارم (رياحين، ج1/ ص196)  

همچنين امام صادق(ع) مي فرمايد: تسبيح حضرت فاطمه زهرا عليهاسلام در تعقيب هر نمازي نزد من محبوب تر است از هزار ركعت نماز در هر روز. (محجه البيضاء، ج2، ص348). آن حضرت در جاي ديگر مي فرمايند: «ما فرزندان خود را امر مي كنيم به تسبيح فاطمه عليهاسلام، همان طوري كه آنان را به نماز، وامي داريم. پس آن را ترك مكن كه هركس بر آن مداومت نمايد بدبخت نشود.

در روايت ديگر آمده است كه منظور از ذكر كثير، كه خداوند در قرآن مجيد به آن امر فرموده است تسبيح حضرت فاطمه(س) است و هركس بعد از هر نماز بر آن مداومت نمايد به اين آيه كريمه كه خداوند فرمود: «واذكرواالله ذكرا كثيرا» خدا را بسيار ياد كنيد عمل نموده است.

در روايت ديگري از امام صادق(ع) نقل شده كه هركس بعد از نماز بدون اينكه صورت نماز را به هم بزند تسبيح حضرت زهرا(س) را بگويد، آمرزيده شود و بهشت بر او واجب گردد. همچنين در بيان جايگاه و اهميت تسبيحات حضرت زهرا(س) امام باقر(ع) مي فرمايد: اگر چيزي از تسبيح فاطمه(س) بهتر بود، حضرت رسول(ص) آن را به حضرت فاطمه(س) عطا مي فرمود.

كيفيت تسبيحات حضرت زهرا(س)

در بيان كيفيت ذكر تسبيح روايات مختلفي نقل شده است كه مشهورتر از همه 34بار «الله اكبر»، 33بار «الحمدلله»، و 33 بار «سبحان الله» مي باشد. كه در مجموع يكصد مرتبه گفته مي شود و در حديث است كه هركس بعد از هر نماز فريضه تسبيح حضرت فاطمه(س) را بگويد و در پايان يك مرتبه بگويد: لااله الاالله خداوند او را بيامرزد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 8:56  توسط قربانی  | 

نقش حضرت مسيح در انقلاب جهاني مهدي موعود

نقش حضرت مسيح در انقلاب جهاني مهدي موعود

وَ قَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسيحَ عيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللَّهِ وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ وَ لكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ

قرآن کریم درباره سرنوشت حضرت عیسی بن مریم در آیه 157 سوره نسا چنین می گوید :

و گفتارشان که ما عیسی بن مریم پیامبر خدا را کشتیم و بر دار آویختند لا کن امر بر آنها مشتبه شد و کسانی که درباره قتل او اختلاف کردند از آن در شک هستند و بدون علم به آن تنها از گمان پیروی می کنند و قطعا او را نکشتند بلکه خدا او را به سوی خود بالا برد و خداوند توانا و حکیم است و هیچ یک از اهل کتاب نیست مگر اینکه پیش از مرگش به او (مسیح) ایمان می آورد و روز قیامت بر آنها گواه خواهد بود .

مطابق آیات مذکور از یک سو حضرت عیسی (ع) به آسمان بالا رفته است و هنوز زنده نمی باشد و از سوی دیگر پیش از مرگ او تمام اهل کتاب به او ایمان می آورند و منظور از اهل کتاب بیشتر یهودیان و بنی اسرائیل است که در آیات قبل جنایات و مفاسد آنان شمارش شده و در همین آیات نیز به ادعای اینان مبنی بر قتل حضرت عیسی (ع) تسریح گردیده است . و روشن است که چنین چیزی هنوز اتفاق نیفتاده است . پس قطعا در آینده این وعده قرآنی تحقق خواهد یافت .

در احادیث مهدویت از عیسی بن مریم به عنوان یکی از یاران حضرت مهدی (عج )یاد شده است که در زمان ظهور حضرت مهدی (عج) از آسمان نزول می کند و پشت سر آن حضرت قرار می گیرد ودر نماز جماعت به ایشان اقتدا خواهد کرد و معاونت ایشان را بر عهده دارد

بنابراین رهبر انقلاب جهانی اسلامی حضرت مهدی ( عج) است و عیسِی بن مریم (ع ) این پیامبر اولو العزم الهی در رکاب آن حضرت در راه جهانی شدن ارزشهای قرآ نی ایشان را یاری می نماید یکی از عوامل تاثیر گذار در پیشرفت انقلاب جهانی مهدوی و برقراری حاکمیت اسلامی در سراسر جهان همین حضور این پیامبر الهی در کنار مهدی آل محمد ( ص) است

در سخنان پیامبر اسلام (ص) و ائمه معصومین علیهم السلام پیرامون انقلاب جهانی حضرت مهدی (عج) ارتباط و پیوند و همکاری مهدی و عیسی علیهما السلام به روشنی بیان شده و در بین مسلمانان رواج یافته است.

ابو سعید خدری از پیامبر اسلام (ص) نقل کرده که ضمن یاد آوری و شمارش خصال شش گانه بی نظیر اهل بیت فرمود

منّا مهدیُ الامهِ الذی یُصَلی عیسی خَلفَه

مهدی امت که عیسی پشت او نماز می گذارد از ماست .

این مطالب پیش از تحریف حقایق در انجیل درباره دین اسلام و قرآن و بعثت پیامبر اسلام (ص) و عروج مسیح و هبوط او در آخر الزمان و کمک امت پیامبر اسلام (ص) و نماز گزاردن با آنان وجود داشته است .

در یک حدیث نبوی دیگر درباره یاری مهدی (عج) توسط حضرت عیسی (ع) چنین آمده است

مهدی از نسل من است هنگامی که قیام کند عیسی بن مریم برای یاری او فرود خواهد آمد پس او را مقدم می دارد و پشت او نماز می گذارد .

در حدیث معراج نبوی آمده است خدای متعال به دنبال بیان ولایت و خلافت علی (ع) خطاب به پیامبر فرمود :

و آخرین راهنما مردی از اهل بیت توست است که پشت سرش عیسی بن مریم نماز می گذارد او زمین را پر از عدل می کند همان طور که از ستم و بیداد لبریز شده است به وسیله او امت تو را اهدایت می نمایم و از گمراهی دور می کنم و نابینا را در مان و بیمار را شفا می دهم

در این حدیث قدسی ضمن تصریح بر این که عیسی بن مریم (ع) یاور حضرت مهدی (عج) خواهد بود و به او اقتدا می کند و در انقلاب جهانی او همراهش می باشد خدای متعال وعده نابودی ستم از کره زمین و تحقق عدل جهانی در انقلاب مهدوی را داده است .

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم دی 1387ساعت 12:53  توسط قربانی  | 

تجلی عدالت قرآنی در نظام مهدوی (عج)

موقعیت کنونى و مناسبات فردى و اجتماعی، فرهنگى و سیاسى جامعه بشری، ضرورت گفتگوى صریح‌تر و روشنترى در باره «عدالت» و «عدالت‌خواهی» ایجاب کرده است. ضرورت این گفتگو از دو زاویه قابل طرح است. یکى از آن جهت که دشمنی، مهاجم‌تر و زهرآگین از یأس و ناامیدى از تحقق عدالت و اجراى آن، طومار جسم و جان و فکر ملت‌ها و حکومت‌ها را در هم نپیچیده است، و دیگر از جهت اندیشه ساختن مدینه فاضله یا آرمان شهر، که در آن، شهروندان، فضیلت محور ارزش مدار و عدالت‌جو زندگى کنند و عدالت را به‌عنوان سرچشمه مهم نیازهاى بشری، بزرگترین گمشده انسانى بدانند و جویاى عدالت‌آورى باشند که شیرینى عدالت قرآنى را به مذاق انسانیت خواهد چشاند. آنچه متفکران و مفسران قرآنى با نگاهى ژرف و عمیق و واقع‌بینانه براى تجلى و ظهور عدالت قرآنى در نظام مهدوى مطرح می‌سازند، قرار گرفتن کتاب الهى قرآن در کنار مفسر و مُبیّن و مجرى آنست و بدین صورت است که عدالت قرآنى در نظام مهدوى تجلى و ظهور می‌یابد.

عدل: عدل یعنى قرار دادن هر چیز در سر جاى خودش را عدل گویند (وضع الشییء فى موضعه) و عادل کسى است که بتواند هر چیزى را به حقیقت سر جاى خود قرار بدهد، تا امکان سیر و سفر و حرکت به سمت کمال الهى محقق شود. این رشد و حرکت باید متناسب و مطابق با فرمان و حکم خداوند تبارک و تعالى و رسول خدا (ص) و ائمه اطهار و عقل متکى به وحى باشد. خداوند عادل و عدل‌آفرین است و اسم عدل، اسم الله است و این خالق عدل با آگاهى کامل از نیازهاى مادى و معنوی، خلقت، رشد و تعالى را در نهایت عدل قرار داده و کوچکترین ذره‌اى از ظلم در ساحت مقدس و افعال زیبایش راه ندارد. خداوند براى استمرار عدالت، رهبرانى عادل و با کفایت مبعوث و آیات وحیانى خود را به‌عنوان برنامه عدالت بر آنها نازل نموده است.

عدالت قرآنی:

امام على (ع) قرآن را آینه تمام عیار عدالت معرفى فرموده (قرآن، معدن ایمان و چشمه سار آن، چشمه‌هاى علم و دریاهاى آن، باغ‌هاى عدل و آبگیرهاى آن است).(1)

قرآن کریم از اول (بسم لله الرّحمن الرّحیم) تا آخرین کلمه سوره قرآن، پیکان هدایت را به سوى عدالت چرخانیده و بیش از صدها آیه در این رابطه بیان فرموده که 207 آیه صریح و روشن و کامل (عدالت قرآنى نظام مهدوى) و تجلى ظهورش را با کمک و قرینه بیش از (6207) روایت به تصویر کشیده است.(2) قرآن کریم؛ عدالت را مناسب‌ترین زمینه رشد و کمال انسان و بهترین راهى که انسان‌ها را به مقصد می‌رساند می‌داند و بر این نکته که انسان در محیط بدون عدالت، امکان حرکت و اجازه رشد و ترقى پیدا نخواهد کرد تأکید می‌کند.

- قرآن کریم برنامه عدالت خواهى و عدالت‌ورزى و تحقق آن در جامعه بشرى را توسط انبیاء دانسته‌ و هدفمندى بعثت انبیاء را تحقق عدالت می‌‌داند.

«لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب والمیزان لیقوم الناس بالقسط.» (3) همانا ما پیامبران خود را با ادله و معجزات براى مردم فرستادیم و برایشان کتاب و میزان و عدل نازل کردیم تا بین مردم عدالت را بپا دارند.

- عدالت، هدف و مقصود و اجراى آن برنامه انبیاء و اولیاست، پیامبران وظیفه داشتند برابر کتاب و میزان؛ مردم را به دادگرى فرا خوانند و ادامه دهنده راه آنها انبیاء، ائمه معصومین (علیهم السلام) و در زمان کنونی ولى عصر امام زمان (عج) می‌باشد که وظیفه دارند جامعه بشرى را به دادگرى و عدالت دعوت نموده و ظلم و ستم و ناروائى را در هم شکسته و از بین ببرند.

 

- عدالتى را که قرآن معرفى می‌کند از نظر دامنه و گستره؛ عمیق، ژرف و بی‌همتاست و حوزه وسیعى را شامل می‌شود. این عدالت محدود به صحنه حیات اجتماعى انسان‌ها و روابط آنها با دیگران نیست بلکه شامل: روابط انسان با خدا و روابط انسان با دیگران و روابط انسان با خود و روابط انسان با جهان هستی، می‌شود. که البته قیام و تحقق چنین عدالت فراگیرى فقط در نظام عدل‌گستر مهدوى (ع) خواهد بود «بالعدل قامت السّموات والارضون»(4)

نظام عدل‌گستر مهدوى (ع):

در قرآن کریم آمده است «لقد کتبنا فى الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادى الصالحون.» به راستى ما در کتاب زبور و تمام کتب آسمانى نوشتیم که زمین را بندگان صالح من ارث خواهند برد.(5)

امام باقر (ع) در این ارتباط فرموده‌اند: «وجدنا فی‌کتاب على (ع) [ان الارض لله یورثها من یشاء عباده والعاقبة للمتقین]»(6) در کتاب امام على (ع) در ذیل آیه زمین از آن خداوند است و به هر کس از بندگان صالحش بخواهد آن را به میراث می‌دهد و سرانجام نیک، از آن پرهیزکاران است، آمده است که حضرت فرموده: «من و اهل بیتم همان کسانى هستیم که خداوند زمین را به ما ارث می‌دهد.»

آیات قرآنى مبین ساختار نظام عدل‌گستر مهدوى (ع) می‌باشد، نظامى که عدالت و قسط به صورت پررنگ و گسترده در آن پدیدار می‌گردد و مساوات، مواسات، ایثار، انسانیت، دوستى و محبت در نظام مهدوى آنچنان ریشه‌دار و استوار تجلى می‌نماید که گویا مردم در این نظام اعضاى یک خانواده هستند که احتیاجات خود را از جیب و کیسه یکدیگر بدون مانعى برداشت می‌کنند.

در نظام عدل‌گستر مهدوی، انسان هیچگاه رها شده نیست، بلکه در دایره ایمان و بندگى خدا، زندگى ارزشمندترى به او عطا شده است که حیات طیبه نام دارد. (بندگى) هدف و ارزش بزرگى است که رشد و تعالى انسان را در پى دارد. در این حیات و نظام (بنده) در راه پیدا کردن آنچه معبود از همه بیشتر دوست دارد تلاش می‌ورزد وهر چیزى را در جایى قرار می‌دهد که خداوند دوست دارد و عدالت قرآنى در نظام مهدوى بر همین اساس رخ می‌نماید و ظهور و تجلى خود را نشان می‌دهد.

حضرت امام صادق (ع) در پاسخ به سؤال یکى از اصفحاب در ارتباط با آیه «ان الله یامر بالعدل و الاحسان»(7) فرموده‌اند: خداوند براى بندگان دستورى جز اجراى عدالت و احسان ندارد و مهدى ما آنگاه که ظهور نماید ، جهان را از هرگونه ظلم و ستم پاک می‌کند و میزان و عدل را در میان مردم بنیان می‌نهد و هیچکس به دیگرى ستم نخواهد کرد.(8)

راستى تصویر و ترسیم چنین جامعه‌اى توسط قرآن کریم و اهل بیت عصمت و طهارت (ع) چقدر دلپذیر و دلنشین است زمانى که امواج این واقعه بزرگ در جام زرّین خورشید ریخته شود و رایحه عشق و صفا و معنویت از کران تا کران آبادی‌ها و شهرها را فرا گیرد و طلعت دولت عدل‌گستر مهدوى با زمزمه شورانگیز لااله اله الله و محمد رسول الله و على ولى الله بر سراسر جهان طلوع نماید.

حکومت واحد جهانی:

قرآن کریم تصاویرى از شکوفایى عصر طلائى حاکمیت عدالت قرآنى به رهبرى امام زمان (عج) را ترسیم و تصویر کرده که قلوب پاک همه منتظران را به‌وجد می‌آورد، به چند نمونه از این تصاویر اشاره می‌کنیم تا تجلى عدالت قرآنى در نظام مهدوى (ع) بیش از پیش براى شما خوانندگان محترم روشن شود.

الف: عدالت موعود و جهان شمولی:

«اعلموا ان الله یحیى الارض بعد موتها قد بینا لکم الآیات لعلکم تعقلون.»(9) بدانید همانا خداوند زمین را پس از مرگش زنده می‌کند به راستى آیات خداوند را براى شما بیان کردیم تا فکر کنید. امام باقر (ع) در این ارتباط فرموده‌اند: «یحیها الله عزّوجلّ بالقائم (ع) بعد موتها»(10)

خداوند عزّ و جلّ به وسیله قائم آل محمد (ع) زمین را پس از مردنش زنده می‌کند.

ب: حکومت واحد جهانی:

در قرآن کریم آمده «الذین ان مکناهم فى الارض اقاموا الصّلوة……»(11)

امام باقر (ع) در این ارتباط فرموده‌اند: این آیه بیانگر حکومت مهدى (عج) است. خدا او و یاران او را به شرق و غرب زمین مسلط می‌گرداند و دین خدا را آشکار می‌سازد، و به وسیله او و یارانش بدعت‌ها رامی‌میراند، همچنانکه بی‌خردان، حق را ‌میرانده بودند. تا آنجا که از ستم اثرى دیده نمی‌شود، آنان مردم را به نیکی‌ امر کرده، از بدی‌ها باز می‌دارند و براى خداست سرانجام امور.(12)

ج: عدالت موعود و تکامل صنایع:

در روایت اهل بیت عصمت و طهارت آمده است: «مؤمن در زمان قائم که در مشرق زندگى می‌کند برادر خود را در مغرب می‌بیند و همچنین کسى که در مغرب زندگى می‌کند برادر خود را که در شرق است مشاهده می‌کند.(13)

د: عدالت موعود و پیشرفت عظیم اقتصادی:

امام صادق (ع) فرموده‌اند: هنگامى که قائم قیام کند حکومت را براساس عدالت قرار می‌دهد و ظلم و جور در دوران او برچیده می‌شود، جاده‌ها در پرتو وجودش امن و امان می‌گردد. زمین برکاتش را خارج می‌سازد و هر حقى به صاحبش می‌رسد و در میان مردم همانند داود (ع) و محمد (ص) داورى کند، در این هنگام زمین گنج‌هاى خود را آشکار می‌سازد و برکات خود را ظاهر می‌کند و فقیر براى کمک یافت نشود.(14) اللهم انا نرغب الیک فى دولة کریمه.

منابع:

1-نهج‌البلاغه، خطبه 198، ترجمه فولادوند.

2-برداشتى از سخنرانى حضرت آیة الله ناصرى دام عزه.

3-قرآن کریم، سوره حدید، آیه 25.

4-فرازى از ادعیّه مربوط به امام عصر (علیه‌السلام).

5-قرآن کریم، سوره انبیاء آیه 105.

6-قرآن کریم، سوره اعراف، آیه 128.

7-قرآن کریم، سوره نحل، آیه 90.

8-کمال‌الدین شیخ صدوق(ره)، جلد 2، ص 372.

9-قرآن کریم، سوره حدید، آیه 17.

10-بحارالانوار، جلد 52، ص 243 به بعد.

11-قرآن کریم، سوره حج، آیه 41. 12-بحارالانوار، جلد 52، ص 244 به بعد.

13- همان

14- همان

............................................

منبع: تبیان اردبیل

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 10:5  توسط قربانی  | 

همراه با معصومين(ع) در شب قدر

شب قدر در فرهنگ قرآن و روايات از جايگاه بس عظيمي برخوردار است تا آنجا كه شب قدر در قرآن برابر با هزار ماه دانسته شده، و شب نزول قرآن، و شب تعيين تقديرات يكسال و شب مبارك معرفي شده است.  

و در روايات هم تعبيرات زيبايي از شب قدر آمده است، همچون شب بخشيده شدن گناهان و اينكه هر كس در آن شب بخشيده نشود، مورد نفرين خدا واقع مي‏شود.(1) 

و پيامبر اكرم(ص) فرمود: «مَنْ حُرِمَها فَقَدْ حُرِمَ الْخَيْرَ كُلَّهُ؛(2) هر كس از شب قدر محروم گردد، از تمام خيرات بي‏نصيب شده است.»

با توجّه به عظمت شب قدر جا دارد كه براي نحوه بهره‏گيري و بهره‏برداري بيشتر از فيض هاي معنوي آن، سيري در سيره پيشوايان معصوم(ع) در شب قدر داشته باشيم. باشد كه ره توشه‏هايي از آن برگيريم.

البته، اذعان داريم كه همه حالات معصومان(ع) در اين شب با عظمت و ارتباطي كه با عالم بالا و ملكوت داشته و دارند، نه قابل درك و فهم غير معصومان است و نه در تاريخ انعكاس يافته است. آنچه بيان مي‏شود، فقط گوشه‏هايي از رفتارهاي ظاهري آنان است، نه عمق و ژرفاي حالات آنها. پس آنچه در پيش رو داريد، گامي است در اين مسير:

الف. عبادت و شب زنده‏داری

از اعمالي كه در طول سال، مخصوص شب هاي مبارك رمضان و علي الخصوص در شب قدر بدان سفارش اكيد شده است، اِحْيا و شب زنده‏داري است. پيامبر اكرم(ص) فرمود: «مَنْ اَحْيا لَيْلَةَ الْقَدْرِ حُوِّلَ عَنْهُ الْعَذابُ اِلَي السَّنَةِ الْقابِلَةِ؛(3)كسي كه شب قدر را زنده بدارد، عذاب تا سال آينده از او روي مي‏گرداند.»

و معصومان(ع) همه اين سنت حسنه را پاس و گرامي مي‏داشتند و از آن بهره مي‏بردند:  

1 -پيامبر اكرم(ص) نه تنها در شب قدر بيدار بود، بلكه دهه سوم ماه مبارك رمضان كاملاً بستر خواب را جمع مي‏كرد و به عبادت مي‏پرداخت. حضرت علي(ع) در اين باره فرموده است: «أنَّ رَسُولَ اللّهِ كانَ يَطْوي فِراشَهُ وَ يَشُدُّ مِئْزَرَهُ فِي الْعَشْرِ الاْءَواخِرِ مِنْ شَهْرِ رَمَضانَ وَ كانَ يُوقِظُ أَهْلَهُ لَيْلَةَ ثَلاثٍ وَ عِشْرينَ وَ كانَ يَرُشُّ وُجُوهَ النِّيامِ بِالْماءِ في تِلْكَ اللَّيْلَةِ؛(4)رسول خدا(ص) [اين چنين] بود كه رخت‏خواب خويش را جمع مي‏كرد و كمربند [همّت براي عبادت] را در دهه آخر از ماه رمضان محكم مي‏بست و هميشه اين گونه بود كه اهل و عيالش را در شب بيست و سوم بيدار نگه مي‏داشت و بر روي خواب رفتگان در آن شب آب مي‏پاشيدتا از درك شب قدر، و درك شب زنده‏داري محروم نشوند.»

حتي در شب هاي بارندگي در حالي كه مسجد مدينه سقف نداشت، عبادت و شب‏زنده‏داري را ترك نمي‏كرد و ديگران را با رفتار خويش وا مي‏داشت كه در همان گل و باران بيدار باشند و نماز گزارند.(5) 

2 -امام علي(ع) نيز در طول سال، شب هنگام آن گاه كه شب پرده‏هاي تاريكي را انداخته بود، بيدار مي‏شد و مشغول عبادت و شب‏زنده‏داري مي‏گشت.(6) اما در شب هاي قدر حال ويژه‏اي داشت و در بدترين وضعي كه مسجد مدينه را آب و گل فرا گرفته بود، مشغول عبادت و شب‏زنده‏داري مي‏شد و به ويژه در شب قدر آخر عمر خويش، حال فوق العاده عجيبي داشتند.

3 -فاطمه زهرا(س) نيز آن قدر عبادت مي‏كرد كه امام حسن(ع) مي‏فرمايد: «ما كانَ فِي الدُّنْيا اَعْبَدَ مِنْ فاطِمَةَ(س)، كانَتْ تَقُومُ حَتّي تَوَرَّمَ قَدَماها؛(7) عابدتر از فاطمه(س) در دنيا نبود؛ هميشه اين گونه بود كه آن قدر به عبادت مي‏ايستاد كه پاهاي مباركش ورم مي‏كرد.»

علت نام‏گذاري او به«زهرا» نيز اين است كه شب ها نور عبادت و شب بيداري او به سوي آسمان مي‏تابيد(8) و امّا در شب قدر، حال به خصوصي داشت، نه تنها بيدار بود كه بچه‏ها و فرزندان خويش را نيز وادار مي‏كرد كه شب بيدار باشند؛ چنان كه در روايتي مي‏خوانيم: «وَ كانَتْ فاطِمَةُ عليهاالسلام لا تَدَعُ اَحَدا مِنْ اَهْلِها يَنامُ تِلْكَ اللَّيْلَةَ وَ تُداويهِمْ بِقِلَّةِ الطَّعامِ وَ تَتَأَهَّبُ لَها مِنَ النَّهارِ وَ تَقُولُ مَحْرُومٌ مَنْ حُرِمَ خَيْرَها؛(9) روش فاطمه عليهاالسلام اين بود كه هيچ فردي از خانواده خويش را نمي‏گذاشت در آن شب(بيست و سوم) بخوابد و[مشكل خواب] آنها را با كمي غذا و آمادگي در روز درمان مي‏نمود و مي‏فرمود: محروم است كسي كه از خير[و بركت] آن شب محروم شود.»

4 -امام باقر(ع) فرمود: «هر كس شب قدر را احيا بدارد، خداوند مهربان گناهان او را مي‏آمرزد.»(10) و شيخ عباس قمي نقل كرده كه«امام باقر(ع) در شب بيست و يكم و بيست و سوم تا نيمه شب دعا مي‏خواند و آن گاه به نماز مي‏پرداخت.»(11)

5 -امام هفتم(ع) نيز اهل شب‏زنده‏داري و عبادت در طول سال بود. در زيارت‏نامه آن حضرت مي‏خوانيم: «او شب ها تا سحر بيدار بود، و طلب آمرزش مي‏كرد و همدوش سجده‏هاي طولاني، چشم گريان و اشكبار، و مناجات بسيار و زاري هاي پيوسته و پي‏درپي بود.»(12) وقتي حضرت در غير رمضان چنان باشد، حالِ آن حضرت در شب قدر براي ما قابل توصيف نخواهد بود.

او نه تنها خود شب‏زنده‏داري و عبادت داشت كه به ديگران نيز مي‏فرمود: «مَنِ اغْتَسَلَ لَيْلَةَ الْقَدْرِ وَ أَحْياها اِلي طُلُوعِ الْفَجْرِ خَرَجَ مِنْ ذُنُوبِهِ؛(13)كسي كه در شب قدر غسل كرده و تا سپيده صبح شب ‏زنده‏داري كند، گناهانش آمرزيده مي‏شود.»

6 -امام حسن عسكري(ع) نيز چون پدران خود، اهل مناجات هاي طولاني و شب‏زنده‏داري در طول سال و مخصوصا در شب قدر بود.(14) و به شيعيان خود نيز اين اعمال را اكيدا سفارش مي‏كرد.

از جمله، مي‏فرمود:«فَلا يَفُوتُكَ إِحْياءُ لَيْلَةِ ثَلاثٍ وَ عِشْرينَ؛(15)پس بيداري در شب بيست و سوم را از دست نده!»

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 12:11  توسط قربانی  | 

پیامبر (ص( امت خود را با نماز به چهار گروه تقسیم می کنند:

 پیامبر اکرم (ص) فرمود: امت من چهار گروه هستند:

 

1. گروهی نماز می خوانند، ولی در نمازشان سهل انگارند (ویل) برای آنهاست و (ویل) نام یکی از طبقات زیرین جهنم است.

خداوند فرمود: (فویل للمصلین الذینهم عن صلاتهم ساهون) پس (ویل) برای نمازگزاران است، آنهایی که در نمازشان سهل انگارند.

 

2. گروهی گاهی نماز می خوانند و گاهی نمی خوانند پس (غی) مال آنهاست و غی نام یکی از طبقات پایین جهنم است.

خداوند متعال فرمود: (فخلف من بعدهم خلف اضاعوا الصلوه و اتبعو الشهوات فسوف یلقون غیا) سپس جانشین آن مردم خداپرست قومی شدند که نماز را ضایع کرده و از شهوات پیروی کردند و اینها به زودی در (

غی) افکنده خواهند شد.

 

3. گروهی هیچ وقت نماز نمی خوانند (سقر) برای آنهاست، سقر نام یکی از طبقات زیرین جهنم است که

خداوند متعال فرمود: (ما سلککم فی سقر قالوا لم نک من المصلین) اهل بهشت از اهل جهنم سوال می کنند چه چیز شما را به سقر کشانده؟ در جواب می گویند: از نمازگزاران نبودیم.

 

4. گروهی همیشه نماز می خوانند و در نمازشان خشوع دارند.

خداوند متعال فرمود: ( قد افلح المومنون الذین هم فی صلاتهم خاشعون) مومنان رستگار شدند، آنهایی که در نمازشان با خشوع هستند.

 

منبع: المواعظه العددیه - باب 4 ص 122

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 8:44  توسط قربانی  | 

آثار فردى و اجتماعى نماز

نماز تاثير بسزايى در زندگى فردى و اجتماعى فرد دارد، نمازگزار در مقايسه با كسى كه نماز نمى خواند، احساس آرامش بيش ترى دارد.

 

هـنـگـامى كه از طريق نماز، روح خود را به معراج مى فرستد و با خـدا و نام او پيوند مى دهد، احساس عزت و قدرت مى كند و از هيچ كس و هيچ قدرتى نمى ترسد.

 

نـمازگزار هيچ گاه چشمش را به چيزهاى حرام آلوده نمى كند و نمى گـذارد هوس هاى زودگذر و وسوسه هاى شيطانى روح و ذهنش را مشغول كـنـد. در مـقـابل، دامن گيرى مفاسد، جاذبه هاى آلوده موجود در اجـتـمـاع، زلـف هـا و بدن هاى عريان، صحنه هاى بدآموز و تحريك كـنـنده، موسيقى و نغمه هاى حرام چنان پرده اى بر دل هاى افراد بـى نـماز مى كشند كه آنان را توان مشاهده و ارتباط با ظرايف و لطايف و معنويت نيست.

 

در جـهان امروز كه لجام گسيختگى فرهنگى به طور فزاينده اى سلامت و امـنيت جانى بسيارى از جوامع را به مخاطره انداخته است و همه روزه شاهد طغيان و عصيان گروه هاى مختلف مردم به ويژه نوجوانان و جـوانان هستيم، كيست كه فريادرس اين مردم باشد؟! آيا چيزى جز نـماز و توكل و امدادهاى غيبى خداوندى مى تواند ناجى اين افراد از مـنـجـلاب ايـن گـنـاهان عظيم شود و آن ها را از سقوط به دره نيستى و فلاكت باز دارد؟

 

 

آثار و عواقب ترك نماز

تـرك نماز در دنيا و آخرت عواقب تلخى دارد. در قيامت، اهل بهشت از دوزخـيـان مى پرسند: چه چيزى شما را روانه جهنم كرد؟ يكى از پـاسـخ هايشان اين است كه ما پاى بند به نماز نبوديم.(1)

 در جايى ديگر به نمازگزارانى كه در نمازشان سهل انگاراند؛ يعنى گاهى مى خوانند و گاهى نمى خوانند، مى گويد: واى بر آنان.(2)

 

رسـول خدا(ص) فرموده است: (من ترك الصلوه متعمدا فقد كفر: هركه عمدا نماز را ترك كند، از اسلام خارج شده و كافر است.)

 

در جـايـى ديـگر مى فرمايد: (بين العبد وبين الكفر ترك الصلوه; مرز بين بنده خدا و كفر، ترك نماز است.)(3)

 

هيچ انسان با وجدان و متفكرى نيست كه از ابعاد و اسرار و ظرايف نـماز آگاه باشد ولى از كنار آن ها بى اعتنا رد شود، مگر كسانى كـه بـه خـاطر غفلت و بى خبرى، توفيق سخن گفتن با خداوند را از خود سلب كرده اند.

.........................................

 

1- مدثر (74) آيه43.

 

2- ماعون (107) آيه4.

 

3- نهج الفصاحه, روايت 1098.

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 11:35  توسط قربانی  | 

رابطه قرآن و اقتصاد

تفاوت اساسي اقتصاد اسلامي با ساير مكاتب اقتصادي در اين است كه اقتصاد اسلامي بر وحي مبتني است در حالي كه نظريه‌پردازان اقتصاد سرمايه‌داري حول محورهاي مطلوبيت، سود و رفاه مادي مي‌چرخند در نظريه اقتصاد سرمايه‌داري مبناي رفتار انسان در جايگاه مصرف‌كننده، حداكثر سازي مطلوبيت و در جايگاه توليدكننده بهينه‌سازي توليد به هدف حداكثر كردن سود است.

افق زماني در اقتصاد سرمايه‌داري، كوتاه مدت است، از معاد و توجه به آخرت اثري ديده نمي شود نگرش به خالق مبتني برفلسفه رئاليسم و قطع رابطه با مبدأ است. نقش خالق به حدّ سازنده ساعت استراسبورگ كاهش يافته كه پس از ساخت و تنظيم آن را رها كرده است. به رفتارهاي انسان بريده از مبدأ و معاد و به صورت بخشي توجه مي‌شود در حالي كه اقتصاد اسلام ...

در همه مراحل توليد وتوزيع و مصرف، انسان را به مبدأ و معاد متوجه مي‌نمايد و راه تكامل مادي و معنوي را براي بشر هموار مي‌سازد.

سؤالي كه ذهن بسياري از پژوهشگران را به خود واداشته اين است كه آيا قرآن كه تبيان كل شي است آيا در زمينه اقتصاد هم اشارتي دارد يا خير؟

برخي از محققين در پاسخ اين سؤال به آياتي كه از منابع توليد مثل زمين و آب و ... نام برده شده و يا آيات زكات اكتفا نموده‌اند و رابطه قرآن و اقتصاد را در همين مقدار كه قرآن به كلياتي از مسائل اقتصاد اشاره دارد مي‌دانند لكن با تأمل بيشتر، شاهد هدايت قرآن در صحنه فعاليت‌هاي اقتصادي خواهيم بود كه به جهت اعتقاد به ذكر يك آيه در هر مورد بسنده مي‌نمائيم.

1 . تجلي توحيد در اقتصاد:

قرآن همه منابع و ابزارهاي توليد و فرايند شكل‌گيري آن را مخلوق خدا مي‌داند،

« و هو الذي يرسل الرياح بشراً بين يدي رحمته... »[1]. و اوست كه بادها را پيشاپيش (باران) رحمتش مژده رسان مي فرستد... .

2 . توجه به معاد در اقتصاد:

بنابر تأكيد قرآن اعمال انسان در روز قيامت ارزيابي و محاسبه مي‌شود و هر كس متناسب با رفتارش در دنيا جزا مي‌بيند ترس از عذاب اخروي در تصحيح رفتارهاي انسان از جمله رفتارهاي اقتصادي او مؤثر است.

« ويل للمطففين... الا يظّن اولئك انهم مبعوثون ليوم عظيم »[2].

واي بر كم فروشان... آيا آنها گمان نمي‌كنند كه در قيامت برانگيخته مي‌شوند.

3 . عدالت در فعاليت‌هاي اقتصادي

اصل عدل در آيات متعدد قرآن همراه با مسئله توحيد و نبوت و معاد مورد اشاره قرار گرفته است و در مسائل اقتصادي نيز به آن توصيه گرديده است.

« الّا تطغوا في الميزان و اقيموا الوزن بالقسط و لا تخسروا الميزان »[3]. تا مبادا از اندازه در گذريد و وزن را به انصاف برپا داريد و در سنجش مكاهيد.

4 . اقتصاد در پرتو تزكيه:

وقتي به تصرف در نعمت‌هاي الهي سفارش مي‌كند به دنبال آن به رعايت تقوا مي‌خواند.

« و كلوا ممّا رزقكم الله حلالاً طيباً و اتقوا الله الذي انتم به مؤمنون »[4]. و از آنچه خداوند روزي شما گردانيده حلال و پاكيزه را بخوريد و از آن خدائي كه بدو ايمان داريد پروا داريد.

5 . نگرش به ثروت:

اگر چه علاقه به مال و ثروت براي انسان فطري است لكن قرآن او را به ثروت آخرت هم متوجه مي‌سازد.

« زين للناس حب الشهوات من النساء... ذلك متاع الحيوة الدنيا و الله عنده حسن المأب »[5]. دوستيِ خواستنيهاي گوناگون از زنان براي مردم آراسته شده... (ليكن) اين جمله مايه تمتع زندگي دنياست و (حال آنكه) فرجام نيكو نزد خداست.

قرآن ثروتي راكه مالك آن را فضل الهي بداند و از آن به ديگران نيز نفع برساند مورد تحسين قرار مي‌دهد. و از سوي ديگر سليمان و داود و ذوالقرنين به نيكي ياد مي‌كند كه مي‌گويند «هذا رحمة من ربّي»

و با نگرش قارون و فرعون كه مي‌گويند:« قال انّما اوتيته علي علم عندي »؛[6] به مبارزه برمي‌خيزد.(قارون) گفت: اين ثروت را بوسيله دانشي كه نزد من است بدست آورده ام... .

6 . تشويق به توليد

قرآن پي در پي آمدن ليل و نهار را ايجاد زمينه براي حركت و توليد به حساب مي‌آورد جمله لتبتغوا من فضله در آيات بسياري تكرار شده است.

« و من رحمته جعل لكم الليل و النهار لتسكنوا فيه و لتبتغوا من فضله و لعلكم تشكرون »[7]. و از رحمتش برايتان شب و روز را قرار داد تا در اين (يك) بيارميد و (در آن يك) از فزون بخشي او (روزي خود) بجوئيد باشد كه سپاس بداريد.

7 . فراواني منابع دنيا

بر خلاف ديدگاه اقتصاددانان كه منابع اقتصادي را محدود و آينده را تيره و تار مي‌بينند قرآن از منابع نامحدود سخن مي‌گويد

« اتاكم من كل ما سألتموه و ان تعدُّوا نعمت الله لا تحصوها »[8].و از هرچه از او خواستيد به شما عطا كرد و اگر نعمت خدا را شماره كنيد، نمي توانيد آن را بشمار در آوريد.

8 . عوامل توليد:

قرآن در آيات متعدد انسان‌ها را به تفكر و تدبير در فرايند شكل‌گيري عوامل توليد فرا مي‌خواند

« و انزلنا من السماء ماء بقدر فاسكنّاه في الارض و انا علي ذهاب به لقادرون فانشأنا لكم به جنات من نخيل و اعناب لكم فيها فواكه كثيرة و منها تاكلون و شجرة تخرج من طور سيناء تنبت بالدهن و صبغ للآكلين »[9]. و از آسمان، آبي به اندازه (معين) فرود آورديم، و آن را در زمين جاي داديم، و ما براي از بين بردن آن مسلماً توانائيم ـ پس براي شما بوسيله آن باغهائي از درختان خرما و انگور پديدار كرديم كه در آنها براي شما ميوه هاي فراوان است و از آنها مي خوريد. ـ و از طور سيناء درختي بر مي آيد كه روغن و نان خورش براي خورندگان است.

و در مورد داود تعليم ساختن زره را به او مورد اشاره قرار مي‌دهد.

« و النّا له الحديد ان اعمل سابغات و قدّر في السرد » [10]. و آهن را براي او نرم گردانيديم ـ (كه) زره هاي فراخ بساز و حلقه ها را درست اندازه گيري كن.

9 . سرمايه‌گذاري

در داستان حضرت يوسف از برنامه‌ريزي بلند مدت پانزده ساله در سرزمين مصر و تهيه عوامل توليد و به كارگيري آن در انباشت گندم درون انبارهاي ساخته شده، سخن به ميان آمده است.

« قال تزرعون سبع سنين... و فيه يعصرون »[11].گفت هفت سال پي در پي مي كاريد... و در آن آب ميوه مي گيرند.

10 . بهره‌وري

قرآن يكي از عوامل مؤثر در بهره‌وري را اعتقاد به خدا و تقوي معرفي مي‌نمايد

« ولو ان اهل القري آمنوا و اتقوا لفتحنا عليهم بركات من السماء و الارض... . »[12]. و اگر مردم شهرها ايمان آورده و به تقوا گرائيده بودند، قطعاً بركاتي از آسمان و زمين برايشان مي گشوديم.

11 . موانع توليد و رشد

قرآن مجيد كفران نعمت، اعراض از خدا، كفر، طغيان، ظلم، فسق، خوردن مال ديگران و.... از عوامل كاهش و سلب نعمت مي‌شمارد.

« و ضرب الله مثلاً قرية كانت آمنةً مطمئنّةً ... فاذاقها الله لباس الجوع... يصنعون »[13]. و خدا شهري را مثل زده است كه امن و امان باشد... و خداوند هم به (سزاي) آنچه انجام مي دادند، طعم گرسنگي را به (مردم) آن چشانيد.

12 . رعايت ارزشها در توليد

در توليد فراورده‌اي گوشتي ذكر نام خدا به عنوان يكي از مسائل شرعي مورد تأكيد قرار گرفته است.

« و لاتاكلوا ممّا لم يذكر اسم الله عليه...» [14]. و از آنچه نام خدا بر آن برده نشده است مخوريد... .

13 . نقش وحي در توليد

از آيات قرآن مي‌توان استفاده نمود كه صنعت كشتي‌سازي، زره‌سازي، ذوب فلزات، ريخته‌گري و... با اتكاء به منبع وحي به بشر آموزش داده شده است.

« و اصنع الفلك باعيننا و وحينا »[15].كشتي را در حضور ما و مطابق وحي ما بساز.

« و علّمناه صنعة لبوس لكم »[16]. به خاطر شما ساختن زره را به او تعليم داديم.

14 . جنبه‌هاي منفي غنا و ثروت

اكثر مفاسد اجتماعي از قشرهاي مرفّه سرچشمه مي‌گيرد و آنان همواره در صف اول مبارزه با انبياء بوده‌اند.

« ولو بسط الله الرزق لعباده لبغوا في الارض... »[17]. و اگر خدا روزي را بر بندگانش فراخ گرداند،‌ مسلّماً در زمين سر به عصيان بر مي دارند... .

15 . مسئوليت دولت در توزيع ثروت

يكي از مسئوليت‌هاي دولت اسلامي گرفتن زكات و خراج و انفال و ... و توزيع آن بين اقشار آسيب‌پذير جامعه است.

« ما افاء الله علي رسوله من اهل القري فلله و للرسول ولذي القربي و اليتامي... . »[18]. آنچه خدا از (دارائي) ساكنان آن قريه ها عايد پيامبرش گردانيد از آنِ خدا و از آنِ پيامبر (او) و متعلّق به خويشاوندان نزديك (او) و يتيمان و... .

16 . توزيع تكويني ثروت

قرآن تصريح مي‌كند كه خداوند روزي را براي هر كس از بندگانش بخواهد گسترده يا محدود مي‌سازد

« له مقاليد السموات و الارض يبسط الرزق لمن يشاء »[19]. كليدهاي آسمانها و زمين از آنِ اوست براي هر كس كه بخواهد روزي را گشاده يا تنگ مي گرداند.

17 . پرداخت زكات

در قرآن زكات به موارد مختلف اعم از انفاقات واجب و مستحب اطلاق شده است و نقش آن در توزيع ثروت بر كسي پوشيده نيست و خداوند آن را در آيات متعدد كنار نماز قرار داده است پرداخت آن دليل بر تقوي شمرده شده است.

« الذين يؤمنون بالغيب و يقيمون الصلوة و مما رزقناهم ينفقون »[20]. آنان كه به غيب ايمان مي آورند و نماز را برپا مي دارند و از آنچه به ايشان روزي داده ايم انفاق مي كنند.

18 . كفارات (مجازات‌هاي مالي)

يكي از عوامل مؤثر در توزيع ثروت مجازات‌هاي مالي است كه خداوند در موارد خاصي از قبيل قتل، حنث نذر، عهد افطار روزه رمضان و ... قرار داده است بطور نمونه: « لايؤاخذكم الله باللغو في ايمانكم ...لعلكم تشكرون »[21]. خداوند شما را به سوگندهاي بيهوده تان مؤاخذه نمي كند... باشد كه سپاسگزاري كنيد.

19 . موارد مصرف

قرآن استفاده از همه نعمت‌هاي الهي را براي مسلمانان جايز دانسته و لكن چيزهاي پست و خبيث و مضر را منع فرموده است.

« يحلّ لهم الطيبات و يحرّم عليهم الخبائث »[22]. و براي آنان چيزهاي پاك را حلال و چيزهاي ناپاك را برايشان حرام مي گرداند.

20 . رزاقيت الهي

در جاي جاي قرآن مجيد به رزاقيت الهي اشاره شده و روزي بندگان را بدست او مي‌داند و خداوند متعال خود را متعهد به دادن روزي مخلوقات مي‌داند.

« و ما من دابة في الارض الّا علي الله رزقها...»[23]. و هيچ جنبنده اي در زمين نيست مگر (اينكه) روزي اش بر عهده خداست... .

21 . نهي از اسراف و توصيه به ميانه‌روي

اسراف در مصرف، منشأ بسياري از مشكلات اقتصادي مي‌گردد و نهي از اسراف و تعادل در مصرف و حتي در انفاق مورد تأكيد قرآن قرار گرفته است.

« و الذين اذا انفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قواماً »[24]. و كساني اند كه چون انفاق كنند، نه ولخرجي مي كنند و نه تنگ مي گيرند، و ميان اين دو (روش) حد وسط را بر مي گزينند.

22 . شكرگزاري در برابر نعمت

قرآن شكرگزاري در برابر نعمت را از عوامل ازدياد نعمت مي‌شمرد و كفران را موجب تنگ شدن روزي مي‌داند.

« و اذ تأذن ربكم لئن شكرتم لازيدنكم... عذابي الشديد »[25]. و آنگاه كه پروردگارتان اعلام كرد كه اگر واقعاً سپاسگذاري كنيد (نعمت) شما را افزون خواهم كرد... قطعاً عذاب من سخت خواهد بود.

23 . محوريت مصرف

قرآن مجيد مصرف كالاهاي معيني مثل شراب، گوشت خوك، وسايل قمار، ميته و ... ممنوع اعلام نموده است.

« حرمت عليكم الميتة و الدم... »[26]. بر شما حرام شده است مردار و خون و... .

24 . زينت و آراستگي

قرآن مجيد زينت و آراستگي را در صورتي كه موجب فخرفروشي، كبر، غرور با طغيان نشود مجاز دانسته است.

« قل من حرم زينة الله... »[27]. (اي پيامبر) بگو: زيورهائي را كه خدا براي بندگانش پديد آورده و... را چه كسي حرام گردانيد؟...

25 . نكوهش اشراف و مشرفان

مشرف كسي است كه فراواني نعمت او را از ياد خدا غافل كرده و به طغيان وادار نموده است و به همين جهت مشرفين مورد نكوهش قرآن قرار گرفته و يكي از گروه هاي مخالف پيامبران به حساب آمده‌اند.

« كذلك ما ارسلنا من قبلك... به كافرون »[28]. و بدين گونه در هيچ شهري پيش از تو هشدار دهنده اي نفرستاديم... و به آنچه بدان فرستاده شده ايد كافريم.

 

[1] . اعراف، 57

[2] . مطففين، 1 ـ 5

[3] . الرحمن، 8 ـ 9

[4] . مائده، 88

[5] . آل عمران، 14

[6] . قصص، 78

[7] . قصص، 73

[8] . ابراهيم، 34

[9] . مؤمنون، 20 ـ 18

[10] . سبأ، 11 ـ 10

[11] . يوسف، 49 ـ 47

[12] . اعراف، 96

[13] . نحل، 112

[14] . انعام، 121

[15] . هود، 37

[16] . انبياء،80

[17] . شوري، 27

[18] . حشر، 7

[19] . شوري، 12

[20] . بقره، 3

 [21] . مائده، 89

[22] . اعراف، 157

[23] . هود، 6

[24] . فرقان، 67

[25] . ابراهيم، 7

[26] . مائده، 3

[27] . اعراف، 32

[28] . زخرف،23و24

 

نويسنده مقاله: سيد محمد تقي علوي - مركز مطالعات و پژوهش هاي فرهنگي حوزه علميه

 

منبع: سايت آستان مقدس امامزاده محمد هلال بن علي(ع)

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 16:18  توسط قربانی  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 15:8  توسط قربانی  |